مرتضى راوندى
517
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
معمول و مورد استفاده بود تا در قرن يازدهم هجرى ، آينههاى بلورين از طريق ونيز به ايران وارد شد . پشت آيينههاى بلورى ، جيوه يا نقره مىريختند . اين صنعت ابتدا سرى بود و عمال كلبر در قرن هفدهم ، به اسرار اين صنعت دست يافتند . در قرون وسطى در شرق ، جماعتى در خيابانها به كار آيينهدارى مشغول بودند - حافظ گويد : دل سرا پردهء محبت اوست * ديده آيينهدار طلعت اوست شعرا و صاحبدلان ، در آثار خود ، مكرر ، از آيينه و آثار آن ياد كردهاند . آيينهام من ، اگر تو زشتى ، زشتم * ورنكويى ، نكوست سيرت و سانم - ناصرخسرو عجب در آن نه كه آفاق در تو حيرانند * تو هم در آيينه محو جمال خويشتنى - سعدى حسن روى تو بيك جلوه كه در آيينه كرد * اينهمه نقش در آيينهء اوهام افتاد « 1 » - حافظ زنان ، چنان كه گفتيم ، در عروسيها و مهمانيها خود را هفت قلم آرايش مىكردند . در اين مورد ، به آنها مىگفتند : « هر هفت كرده . » هفت و نه : مراد از هفت و نه ، اين است كه زنى غير از هفت قلم آرايش نه وسيلهء زينتى ديگر نيز ، براى آراستن خود ، به كار برد به نام : سرآويزه ، گوشواره ، سلسله ، حلقهء بينى ، گلوبند ، بازوبند ، دست برنجن ، انگشتر ، خلخال . عروس دولت تو باد هفت و نه كرده * به بام قصر جلال تو تا ابد مسكون « 2 » - عميد لوبكى قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا * فراغ برده ز من آن دو جادوى مكحول سرخاب : غازه ، بزك ، سرخاب ، گلگونه ، كلغونه مادهء سرخى است كه زنان به قصد خودآرايى ، بر گونهها و رخ خود مىمالند . پس پرده رفتى چرا چون زنان * به روى پر آژنگ غازه زنان - گرشاسبنامه بىغازه و گلگونه ، گل آن رنگ كجا يافت * كافروخته از پردهء مستور برآمد - مولوى آرايش ناخن : پيشينيان نه تنها ناخن را با حنا رنگ مىكردند بلكه با مقراض يا « حلقهء ناخنبر » به پيراستن و چيدن ناخن اقدام مىكردند . ناصرخسرو گويد : بپيراى از طمع ناخن بخرسندى ، كه از دستت * چو اين ناخن بپيرايى ، همه كارت بپيرايد طبقات ممتاز كه فرصت بيشترى براى خودآرايى داشتند ، پس از گرفتن ناخن ، با سوهان مخصوص ، ناخن خود را صاف و هموار مىكردند .
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر ، ر ك : محمد حسن سمسار ، « آيينه و سرگذشت آن » ( مقاله ) ؛ مجلهء هنر و مردم ، شمارهء 14 ، ص 23 ببعد . ( 2 ) . ر ك : فرهنگ فارسى ، پيشين . ج 4 ، مادهء « هفت و نه » و « هفت و نه كردن » .